X
تبلیغات
تکرار مکررات

تکرار مکررات
خط خطی های یکی از اشراف


مادر پهلو شکسته ام،
غیرت من اجازه نمی‌دهد که حرامزادگانی که تو را بین در و دیوار قرار داده و در نهایت ظلم و بی‌غیرتی و وحشی‌گری، محسنت را کشتند، برادر خود بدانم ...
و می‌دانم که تو نیز از این برادری بیزاری ...

لعنت خدا و رسول او
بر قاتلین مادر مظلومه‌ام
و غاصبین حق ولایت شیر خدا حیدر کرار

[ پنجشنبه 1393/01/14 ] [ 20 ] [ Knight ]

امان از نفهمی....

آخه چقدر آدم باید احمق و نفهم باشه ؟؟؟!!!

نسلتون منقرض بشه ایشالا ...

[ چهارشنبه 1392/03/01 ] [ 0 ] [ Knight ]

گفت : در می زنند مهمان است

گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است

مزن این خانهء مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما

گفت:آرام ما خدا داریم

ما کجا کار با شما داریم

و اگر روضه ای به پا داریم

پدرم رفته ما عزاداریم

پشت در سوخت بال و پر، اما

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما

بین آن کوچه چند بار افتاد

اشک از چشم روزگار افتاد

پدرم در دلش شرار افتاد

تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-

گفت: یک روز یک نفر اما...

..........................................................

.................................................

خدا لعنت کنه اون پست کثیف خبیث حرومزاده رو که پهلوی مادرم رو شکست...

لعنت خدا بر عمر حرومزاده و بر تمام همراهان و پیروانش....

[ چهارشنبه 1392/01/21 ] [ 16 ] [ Knight ]

من از اشکی که می‌ریزد ز چشم یار می‌ترسم

از آن روزی که دلدارم شود بیمار می‌ترسم


همه ماندیم در جهل و دروغ و کفر و صد کابوس

من از تنهایی منجی در این بازار می‌ترسم


همه گویند این جمعه بیا؛ اما درنگی کن

از این که باز عاشورا شود تکرار می‌ترسم


(باز هم سروده ای بسیار زیبا از استاد بزرگوار، ابرقویی)

[ پنجشنبه 1391/10/14 ] [ 22 ] [ Knight ]


خیابان جمهوری اسلامی قم نمونه یک  اقتصاد ضد مقاومتی!

جهت رعایت حقوق نگارنده، لینک مستقیم میدم از وبلاگ ایشون (حتما ببینید. خالی از لطف نیست...) :


http://qalamodaftar.blogfa.com

[ چهارشنبه 1391/09/08 ] [ 19 ] [ Knight ]

رفته بودم توی یه سوپر مارکتی دم فلکه سالاریه یه سری خرت و پرت بخرم.

یه نفر اومد داخل و گفت: آقا شماره جدید سریال قهوه تلخ رو دارین؟

فروشنده گفت: بله. ولی از شماره بعدشو باید بری از ویدئو کلوپ بگیری.

پرسید چرا؟

گفت: ...


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1391/03/16 ] [ 9 ] [ Knight ]


خدا لعنت کنه اون حرومزاده‌ی پست فطرت کثیف رو که ...

[ چهارشنبه 1391/02/06 ] [ 17 ] [ Knight ]

...

چرا برف توی ایران که بیاد، رحمت الهیه؛

ولی توی اروپا و آمریکا که میاد میشه بحران سرما ؟

...

[ شنبه 1391/01/26 ] [ 1 ] [ Knight ]
بهش گفتم چرا نمیری بدی ؟

گفت به چند نفر باید بدم ؟

گفتم سه نفر.

گفت تا برم بدم و بیام چقدر طول میکشه ؟

گفتم 10 دقیقه.

گفت باشه میرم میدم. ولی 10 دقیقه وقتمو حاضرم برای اون کسی بذارم و بهش رأی بدم که حاضر باشه توی این چار سال نمایندگیش، 10 دقیقه وقتشو در اختیار من بذاره ...

...

..

.

آخرشم نرفت بده

...

..

.

[ چهارشنبه 1390/12/17 ] [ 13 ] [ Knight ]
گفت: اینقدر سیــــــــــگار نکش، میمیری

گفتم: اگه نکشم میمیرم...

گفت: اگه بکشی با درد میمیری

گفتم: اگه نکشم از درد میمیرم....

گفت: هوای دودی جلوی درد رو نمیگیره...

گفتم: هوای صاف جلوی مرگ رو میگیره؟

یک کم نگاهم کرد، گفت: بکش....

[ جمعه 1390/12/12 ] [ 17 ] [ Knight ]


می‌گویند در زندگی باید منتظر غیر منتظره‌ها بود...



[ چهارشنبه 1390/10/28 ] [ 19 ] [ Knight ]

فقط یک اصفهانی میتونه یک جمله با 20 تا فعل بگه:

داشتم می رفتم برم دیدم گرفت نشست گفتم
بذار بپرسم بیبینم میاد نیمیاد دیدم میگد نیمیخوام بیام بذار برم بیگیرم بخوابم...

[ سه شنبه 1390/10/06 ] [ 10 ] [ Knight ]
هر روز ساعتها وقتمون رو به بطالت میگذرونیم غافل از ارزش طلاگونه‌اش.

شاید ارزش زمان رو مثل امشبی بتونیم ببینیم که فقط با یک دقیقه طول بیشتر به یکی از محبوبترین و خاطره انگیزترین شبهای سال تبدیل شده.

یک دقیقه ... در قیاس با شبهای قبل و بعد ... بسیار متفاوت و برای خیل عظیمی، با ارزش.

دید و بازدیدها ... خورد و خوراک‌ها و میوه‌های رنگارنگ و متنوع ... تبریک گفتن‌ها ... گپ و گفت‌ها و شب نشینی‌ها ... و ...

یلدا همه‌ی این افتخارات رو فقط در یک دقیقه به دست میاره...

در ساعت‌ها چی می‌تونه به دست بیاد ؟؟؟

[ دوشنبه 1390/10/05 ] [ 0 ] [ Knight ]

چند روزی می‌شد که اشتراک اینترنت پر سرعت برای مجموعه گرفته بودن. تصمیم داشتن که اینترنت رو در اختیار دانش پژوهان هم بذارن برای انجام امور تحقیقاتیشون.

یه کاغذ داد به من و گفت اینا رو تایپ کن. گفتم چشم. تیترشو خوندم. نوشته بود: قوانین استفاده از اینترنت. حدود 15 بند بود. شروع کردم به تایپ...

من اگه جزء دانش پژوهانِ اون مرکز بودم با خوندن اون قوانین اصلاً قید استفاده از اینترنت اونجا رو میزدم.

...

یکی از قوانین، در مورد استفاده از ف.ی.ل.ت.ر.ش.ک.ن بود که بعد از انواع و اقسام تحریم‌ها و تهدیدها و تحدیدها (من جمله عدم ورود به هرگونه سایت 30یا30، موافق یا مخالف، سایت یاهو و گوگل حتی برای چک میل و ...) در بندهای گذشته، به این سبک بیان شده بود: استفاده از ف.ی.ل.ت.ر.ش.ک.ن هم که حکمش معلوم است.

طبیعی است که در یک مرکز آموزشی دینی و فرهنگی که همه مسئولین آن داعیه دینداری و تابعیت از قوانین جمهوری اسلامی دارند، باید استفاده از اینترنت، با توجه به حواشی مربوطه و مسأله ساز، بسیار حساب شده و تحت کنترل و در چارچوب شرایط و ضوابط باشد.

...

چند صباحی گذشت...

یه روز مسئول اداری مالی اومد پیشم و بهم گفت:

میتونی یه VPN برام از اینترنت تهیه کنی؟!!!!!

بهش گفتم آره. کاری نداره.

تا قبل از اون از U99  استفاده می‌کرد. البته به خیال خودش مخفیانه. خوب حق داشت. چون توی اون مجموعه فقط اون بود که تخصص در استفاده از کامپیوتر داشت. اونم فقط در حد خاموش و روشن کردن. بقیه که دیگه...

با اتکا به تخصصش فکر می‌کرد کسی نمی‌فهمه که اون عکس قفل زرد رنگ گوشه مانیتورش چیه. واقعاً هم کسی نمی‌فهمید. بجز من...

همه رو شوت و پرت فرض می‌کرد. (کافر همه را به کیش خود پندارد)

یه VPN  دوکاربره خریدم سه هزار تومن. ریختم روی فلش و بردم بهش دادم و پنج هزار تومن ازش گرفتم. از اون روز به بعد VPN رو جایگزین U99  کرد و ...

حالا جالبش اینجاس که چند روز بعدش اینترنت کامپیوترای پایین رو قطع کردن که دانش پژوهان دیگه دسترسی بهش نداشته باشن. وقتی از همین آقا پرسیدم چرا این کار رو کردین، گفت: بخاطر بعضی سوء استفاده ها و قانون شکنی‌ها که توی این چند روز شده...!!!

...........

...........

پ.ن 1:  واقعاً ای والله داره.

یه مسئولی که ادعای تدینش سر به فلک میکشه بیاد برای دانش آموزاش یه امکاناتی قرار بده و برای استفاده از اون امکانات یکسری قوانینی وضع کنه بعد بخاطر تخطیِ احتمالیِ بعضی از دانش آموزان همه رو تنبیه کنه و اون امکاناتو ازشون بگیره در حالی که خودش، بالاترین تخطی و قانون شکنی‌ها رو مرتکب بشه اونم در همون مورد. اونم تخطی از همون قوانین...


پ.ن 2:  چرا ؟؟؟  واقعاً چرا ؟؟؟

[ چهارشنبه 1390/09/30 ] [ 22 ] [ Knight ]

ابن سعد می گوید:

قال: أخبرنا إسحاق بن یوسف الأزرق و محمد بن عبد الله الأنصاری و هوذة بن خلیفة قالوا: أخبرنا ابن عون عن محمد بن سیرین قال: قال عمر بن الخطاب: ما بقی فی شی‏ء من أمر الجاهلیة إلا أنی لست أبالی إلى أی الناس نکحت و أیهم أنکحت.

طبقات الکبری ج3ص289چاپ بیروت سال 1377ه ق 1957میلادی

[ چهارشنبه 1390/09/23 ] [ 17 ] [ Knight ]
مدرسه عالی خاتم الاوصیاء

نکوداشت شیخ اعظم انصاری در قم برگزار شد


خبرگزاری رسا ـ دومین نشست علمی پژوهشی نکوداشت شیخ اعظم انصاری از سوی مدرسه عالی خاتم الاوصیا برگزار ‌شد.


   
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، دومین نشست علمی پژوهشی نکوداشت شیخ اعظم انصاری با هدف بررسی ابعاد مختلف علمی و اخلاقی آن شیخ گوهرین قلم بر عالم تشیع، 5 خردادماه به همت مدرسه عالی خاتم الاوصیا در سالن اجتماعات این مدرسه علمیه برگزار شد.
 
در این مراسم که با حضور شماری از پژوهشگران حوزه علمیه قم برگزار شد، زمینه‌های اخلاق، سیاست، اصول و حقوق آن شیخ مستطاب بررسی شد و استادان حوزه و دانشگاه پیرامون عظمت‌های بزرگ این استاد مکتب فقاهت جعفری‌(ع) به سخنرانی پرداختند.
 
در ابتدای این مراسم، حجت‌الاسلام انصاری،‌ رییس شورای علمی مدرسه خاتم الاوصیا‌(ص) و حجت‌الاسلام علی ابوالحسنی منذر، استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به خصوصیات شیخ اعظم انصاری، به ارائه تحقیق خود در این‌باره پرداختند.
 
حجت‌الاسلام انصاری با ارائه تحقیق خود به عنوان «فرضیه اثبات مبنای کار شیخ انصاری براساس ظن»، خواستار ارائه تعریف صحیحی از جایگاه مهم فقه شد و گفت:‌ میزان ظن نقش مهمی در مقام اجتهاد دارد.
 
رییس شورای علمی مدرسه خاتم الاوصیا‌ با بیان این که منشای شیخ انصاری براساس دانش ظنی است، عملکرد شیخ در تقویت این فرضیه را مورد بررسی و تحلیل قرار داد.
 
وی اظهار داشت: در بحث استحاله تعبد به خبر واحد، مشهور می‌گفتند هیچ‌گونه استحاله‌ای وجود ندارد و مرحوم شیخ می‌گفت این سخن درستی نیست؛ باید بگویید در آنچه در دستان ما است چیزی به عنوان استحاله نیافته‌ایم.
 
همچنین حجت‌الاسلام ابوالحسنی منذر با اشاره به تحقیق خود به عنوان «شیخ انصاری فقیهی شناخته ولی سیاستمداری ناشناخته»، گفت: حوزه‌های علوم دینیه با مقام بلند علمی و فقاهت شیخ انصاری آشنا هستند.
 
وی با بیان این‌که از زمان شیخ انصاری و پس از او، تاکنون هیچ فقیهی در افق فقاهت و مرجعیت شیعه ندرخشیده، جز این‌که وامدار بهره‌های وافر از سفره علمی شیخ انصاری است، افزود: سیطره فکری و فقهی شیخ بر حوزه‌های علوم دینیه پس از خود، در روحانیت شیعه به وضوح دیده می‌شود.
 
این محقق و مورخ حوزوی با اشاره به علل شناخته بودن شیخ انصاری به لحاظ علمی و ناشناخته بودن وی از لحاظ سیاسی، از وی به عنوان یک سیاستمدار نام برد و گفت: اطلاعات ما در این زمینه بسیار کم است و این بُعد شیخ مغفول مانده است.
 
در بخش دیگری از این مراسم،‌ میزگردی تخصصی با حضور حجج الاسلام والمسلمین ابوالقاسم علیدوست، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، احمد مبلّغی، رییس مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی، علی اکبر رشاد و محمود حکمت‌نیا، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.
 
گفتنی است، شیخ انصاری با نام کامل شیخ مرتضی بن محمّد امین انصاری دزفولی از علمای شیعه در قرن 13 قمری است و پنجاه و دو ساله بود که به دلیل شهرت در ورع و تقوی، به مرجعیت عام شیعه نائل شد.

خبرگزاری رسا

[ جمعه 1390/09/18 ] [ 11 ] [ Knight ]
«مجنون»


کوفه امشب التهاب محشر است

كوفه امشب كربلایی ديگر است

......

جبرئيل آواي غم سر داده است
در فلك شوري دگر افتاده است

......

تير غصه بر دل زارم نشست
تيغ دشمن فرق مولايم شكست

......

قلب مجنون سوي صحرا مي رود
حيدر (ع) امشب سوي زهرا (س) ميرود

......

لعنت خدا بر قاتل امیرالمومنین علیه السلام و بر غاصبین حق ولایت

و همینطور بر اون حرومزاده‌هایی که دختر نبی مکرم اسلام رو

جلوی روی شوهرش به خاک و خون کشیدند.

همونایی که دم از دین و دیانت و خدا و پیغمبر میزدند ولی بعد از شهادت پیامبر

خونه نبوت رو به آتیش کشیدند و جگر گوشه پیامبر رو بین در و دیوار ...

[ دوشنبه 1390/05/31 ] [ 6 ] [ Knight ]

لغتنامه‌ی دهخدا...

روزی شیخ به گشت و گذار در نت همی پرداخت و لکن سرعت اینترنت ایران به سرعت الاغ پیر لنگ لوکی می‌مانست که کُره‌ای در شکم دارد و باری بر کول !


پس هیچ سایتی نبود مگر آن که تا لود شدنش شیخ چهار رکعت نماز همی گذاردی. نوبت به لغت نامه دهخدا برسید. شیخ به انگشت تدبیر اینتر بزد و …

بالا آمد آن صفحه‌ی نحس شوم        همان دق دهنده‌ی مردم مرز و بوم

پس شگفتی مریدان را در گرفت. شیخ را پرسیدند: یا شیخ این لغت نامه‌ای بود. این دیگر چرا ؟

شیخ بگریست …

لغتنامه مملو زلغات کهن و نو            چه ربطی داشت به سیاست و پو.ر.نو

که چنینش کردند پیلتر و مسدود        گناه دهخدای ادیب دیگر چه بود ؟

و مریدان آنقدر بگریستند و نعره کشیدند تا موتورشان همی سر سیلندر بسوزانید ...

«بر گرفته از وبلاگ اسپارتاکوس، البته با اندکی دخل تصرف»

[ دوشنبه 1390/05/31 ] [ 4 ] [ Knight ]

تماشایی‌ترین تصویر دنیا می‌شوی گاهی

دلم می‌پاشد از هم بس که زیبا می‌شوی گاهی

...

حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است

که پنهان می‌شوی گاهی و پیدا می‌شوی گاهی

 ...

به من تا میرسی کج می‌کنی یکباره راهت را

ز ناچاریست گر هم صحبت من می‌شوی گاهی

 ...

دلت پاک است اما با تمام سادگی‌هایت

به قصد عاشق آزاری معما می‌شوی گاهی

 ...

تو را از سرخی سیب غزل‌هایم گریزی نیست

تو هم مانند حوا زود اغوا می‌شوی گاهی

............................

[ پنجشنبه 1390/05/20 ] [ 12 ] [ Knight ]

هر چی فکر می کنم، سوژه ای بهتر از "..." برای نوشتن پیدا نمی کنم. حداقل در شرایط موجود.

...

یه روز یه مراسمی برگزار کردیم.

برای پذیرائی هندونه و موز تهیه کرده بودند. (چه تناسبی)

یه کارتن موز و تقریباً یه وانت هندونه.!!!

ولی تصمیم بر این شد که فقط هندونه ها رو استفاده کنن و موزها رو ببرن پس بدن.

بعد از مراسم از عودت موزها صرف نظر کردن و آقای "..." گفت که موزها رو بین متأهلین تقسیم کنید. (مجردهام پشم) !!!

شما فرض کنید 30 نفر رو که 10 ، 12تاشون متأهلن.

وقتی رسیدم سر کارتن موز دیدم مجردها مظلومانه یه گوشه دارن نیگاه میکنن و متأهلا به چپاول مشغولند. به هر کدومشون 5 تا موز میدادند...

البته من سهممو به اندازه متأهلا گرفتم.

...

...

من غیر از این مرکز، توی 3 تا مرکز مشابه دیگه کار کردم. ولی توی هیچ کدوم از اون جاها این تبعیضات ظالمانه و غیر منصفانه رو ندیده بودم. (اینجا یه دنیای دیگه‌س برای خودش)

من موز نخورده نیستم که بخام برای یه دونه موز توی سر و مغز خودم بزنم و نهایتاً این مطالب رو بنویسم.

هیچ وقت یادم نمیره اون زمانی رو که هر روز با مسعود سوار موتور (کاواساکی GTO) می شدیم و می رفتیم ولگردی کوتاه مدت، سر راهمون توی میدون میوه سر خیابون کمربندی یا روبروی پمپ بنزین 2 کیلو موز میگرفتیم و میرفتیم لب رودخونه می نشستیم تا توی چشمامون موز میخوردیم.

وقتی به قول معروف از موز وا میزدیم، تازه می دیدیم تقریباً نصف موزها هنوز مونده.

اونموقع وارد فاز دوم کار می شدیم.

یه خرچنگ توی آب نشون می کردیم و با مکافات و هزار ترفند می گرفتیمش، یه موز پوست می کندیم میکشیدیم توی پنجه ها و سر و صورت و لب و لوچه‌ش.

بعدم خرچنگه رو میذاشتیم دم یه حفره (حفره هایی که خرچنگا به عنوان پناهگاه اطراف آب ایجاد می کنن) اونم با سرعت به عمق حفره پناه می برد و ما هم بقیه موز رو توی اون حفره مینداختیم.

همینطور یکی یکی موزا رو صدقه می دادیم.

...

...

هر چی فکر کردم برای این کارشون و این تقسیم عادلانه شون دلیلی جز افراط، خود بزرگ بینی، تنگ نظری و ... پیدا نکردم.

البته این فقط یک نمونه کوچیک از عملکردشون بود.

ایشالا دفعه بعدی قضیه "..." و اون فضاحت و آبرو ریزی که به بار اومد رو تشریح می کنم.

پس تا بعد...

 

[ دوشنبه 1390/05/10 ] [ 17 ] [ Knight ]

«وعده»

سروده‌ای زیبا از استاد ابرقوئی

در مقام قمر منیر بنی هاشم علیه السلام

[ پنجشنبه 1390/05/06 ] [ 13 ] [ Knight ]

فکر کنم نیازی به معرفی شاعرش نباشه.

اشعار استاد "ابرقوئی" بی نیاز از تعریفن.

[ پنجشنبه 1390/04/30 ] [ 2 ] [ Knight ]

به من میگه: تو که زن و زندگی نداری، بعد از اتمام ساعت کاری بمون کارای عقب مونده رو انجام بده. اضافه کاری هم بزن.

یه نگاه عاقل اندر سفیه تو چشماش کردم و گفتم: زن ندارم؛ زندگی دارم.

...

دل نوشت 1: زن = زندگی ؟!

 زندگی = زن ؟!

 زندگی منهای زن = مرگ ؟!

 (یعنی) زن = همه چیز ؟؟؟!!!

دل نوشت 2: با چه طرز فکری ؟؟؟

[ پنجشنبه 1390/04/23 ] [ 23 ] [ Knight ]
[ چهارشنبه 1390/04/08 ] [ 9 ] [ Knight ]

و تو اى علی!

اى شیر!
مرد خدا و مردم،
رب النوع عشق و شمشیر،
ما شایستگى "شناخت تو را" از دست داده ایم.
شناخت تو را از مغزهاى ما برده اند، اما " عشق تو را " على رغم روزگار، در عمق وجدان خویش ،در پس پرده های دل خویش ، همچنان مشتعل نگه داشته ایم.
چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می داری؟
تو ستمی را بر یک یهودی که در ذمه حکومتت می زیست تاب نیاوردی،
و اکنون، مسلمانان را در ذمه یهود ببین.
و ببین که بر آنان چه می گذرد...

(دکتر شریعتی)

[ شنبه 1390/04/04 ] [ 15 ] [ Knight ]

بی می ساقی کوثر نتوان مستی کرد

عشق را بی رخ مولا نتوان معنی کرد

کعبه را خوب تماشا کن و انصاف بده

آن شکاف و اثرش را نتوان مخفی کرد

.............................

ولادت حضرت امیر المومنین، علی بن ابی طالب علیه السلام

بر شیعیان آن حضرت مبارک.

(کور بشن اونایی که چشمشون رو کورکورانه و متعصبانه به روی حق بستن.)

..............................

«یکی رفقام برام پیام داد که: درسته که رفقای من بابا نیستن، ولی همشون مَردن»

شعر زیر رو برای تبریک روز پدر و روز مرد برای تمام باباها و تمام مردها میذارم.

سبدی هست در اندیشه من

که پر از گل بدهم هدیه به تو

غافل از اینکه تو خود ناب تری

یک جهان گل بخورد غبطه به تو

(راستی یادم رفت بگم، دوبیتی بالا،از جمله اشعار زیبای استاد ابرقویی هستش)

.................................

[ پنجشنبه 1390/03/26 ] [ 12 ] [ Knight ]
شما یادتون نمیاد، ولی یه زمانی دروغگو دشمن خدا بود.

[ سه شنبه 1390/03/24 ] [ 16 ] [ Knight ]
[ یکشنبه 1390/03/08 ] [ 20 ] [ Knight ]

جدال شعرا بر سر یک خال

حافظ:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را


رندی:

هرآنکس چیز می بخشد ،به زعم خویش می بخشد

یکی شهرو یکی جسم ویکی هم روح واجزا را

کسی چون من ندارد هیچ در دنیا ودر   عقبا

نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را


محمد عیادزاده:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟
[ شنبه 1390/03/07 ] [ 13 ] [ Knight ]



ولادت با سعادت دختر نبوت، همسر ولایت و مادر امامت

بر شیعیان و ارادتمندان آن بانوی عظیم‌الشأن مبارک باد.


دوبیتی های جدید به مناسبت ولادت مادرم، حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها


بر عالمیان رحمت بی حد آمد

زیبا گهر رسول امجد آمد

تبریک به شیعیان اهل عالم

چون فاطمه دختر محمد آمد



جهت مشاهده بقیه اشعار به "دنباله‌ش" بروید.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/03/02 ] [ 16 ] [ Knight ]
درباره وبلاگ

اگر در صحنه حق و باطل نیستی،
اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی،
هر جا كه میخواهی باش.
چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده،
هر دو یكیست!
(دكتر علی شریعتی)
امکانات وب